سرگرمی
من چند روزی هست که این ارامش رو از خودم و از عزیزترین ادمای زندگیم گرفتم
راستش همش فکر میکنم قاتل ها شبها چطوری میخوابن؟
یعنی چیزی به اسم وجدان ندارن!!!
من که از عذاب وجدان در رنجم
چرا؟
اخه هفته پیش مامان و بابام چون خواهرم مریض بود
رفتن خونه خواهرم
و خونه رو سپردن به من
منم نامردی نکردم
خونه رو ول کردم رفتم مهمونی وبه همه هم امار دادم که خونمون تا ۲روز خالیه
خوب وقتی بابام اومده بود و دیده بود هر چی طلا و پول داریم بردن خیلی شوکه شده بود
من وقتی دیدمش رنگش پریده بود
اخه نصف بیشتر طلاها امانت بود
البته من خیلی خدا رو شکر میکنم که اتفاقی براش نیوفتاده(خدایا سپاس)
الان بابام دیگه ناراحت نیست میگه خواست خدا بوده
ولی من هیچوقت یادم نمیره
این عذاب همش با منه
تقديم به عاشقان سيدالشهدا
كل يوم عاشورا....كل ارض كربلا
به سينه هركه تمناي كربلا دارد!!
هميشه در دل خود روضه اي به پادارد!!
كسي كه عشق تو دارد دگرچه كم دارد!!
بدون عشق تو عالم كجا بها دارد!!

راز عشق در احترام متقابل است.
احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند.
اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است،
با احترام به نظریاتش گوش کن.
احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.
راز عشق در این است که
به یکدیگر سخت نگیرید.
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است
راز عشق در خوش مشربی است.
شوخی با دیگران را فراموش نکن، در ضمن
مراقب شوخی هایت هم باش.
شوخی نا پسند نکن. شوخی باید از روی حسن
نیت باشد ،نه نیشدار.
راز عشق در این است که
در سکوت دست یکدیگر را بگیرید.
کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید
راز عشق در این است که
در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید،
تا همواره علی رغم همه اشتباهات،
تشنه رسیدن به کمال باشید،
چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان،
سعی میکند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند
راز عشق در این است که
هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را
خوشحال کند،
کاری مثل دادن هدیه ای کوچک، تحسین،
لبخندی از روی محبت.
نگذار که جویبار محبت از کمی باران، بخشکد.
ديشب خوابي ديدم. خواب ديدم كه با خداوند گفت و گويي دارم.
خداوند پرسيد: پس ميخواهي با من گفت و گويي داشته باشي؟
گفتم آري، اگر وقت داشته باشي.
خداوند لبخندي زد و سپس گفت من به اندازه ابديت وقت دارم.
هرچه ميخواهد دل تنگت بگو...!
پرسيدم چه چيز آدم ها تو را به شگفتي مي اندازد؟
خداوند پاسخ داد: اين چيزها:
آن ها از كودكي خويش ملول ميشوند
براي بزرگ شدن شتاب مي كنند
بزرگ ميشوند
آنگاه دوست دارند به كودكي بر گردند!
آن ها براي به دست آوردن ثروت سلامت خويش را مي بازند،
ثروت را به دست مي آورند،
آنگاه آن را در راه به دست آوردن سلامت خويش خرج ميكنند!
آن ها بيتاب آينده اند،
لحظه حال را فراموش ميكنند، و بدين سان
نه در حال زندگي ميكنند و نه در آينده!
آن ها چنان زندگي ميكنند كه گويي هرگز نخواهند مرد،
و چنان مي ميرند كه گويي هرگز به دنيا نيامده اند!
آنگاه دستان گرم خداوند دستانم را گرفتند و ما هردو لحظاتي سكوت كرديم.
پرسيدم ما مردم عيال توييم اي خدا!
دوست داري ما بيش تر ياد آور چه چيزهايي باشيم؟
خداوند گفت:
اين چيزها:
شما نمي توانيد كسي را واداريد كه دوست تان داشته باشد
شما فقط ميتوانيد خود را دوست داشتني كنيد.
خوب نيست وضع خودتان را با وضع ديگران قياس كنيد
بخشش را با بخشيدن ميتوان آموخت.
ممكن است در مدت چند ثانيه؛
در دل كساني كه دوست شان مي داريد زخمي عميق ايجاد كنيد،
اما شفا دادن آن زخم سال ها طول خواهد كشيد.
دارا كسي نيست كه مال فراواني دارد،
بلكه كسي هست كه نياز كم تري دارد.
هميشه هستند كساني كه شما را دوست دارند،
اما نمي دانند چگونه عشق شان را ابراز كنند!
ممكن است دو نفر به يك چيز نگاه كنند،
اما آن چيز را متفاوت ببينند.
بخشيدن يكديگر كافي نيست
شما بايد خود را نيز ببخشيد.
گفتم متشكرم خدا!
آيا چيزي هست كه دوست داشته باشي آن را هميشه به ياد داشته باشيم؟
خداوند دوباره لبخندي زد و گفت:
" دوست دارم بدانيد كه من هستم،
و هميشه خواهم بود"
(اشو)

شاید زندگی ان جشنی نباشد که ارزویش را داشتیم
اما حال که به ان دعوت شدیم
بگذار تا میتوانیم زیبا برقصیم